قوله : و اليأس عن الظّفر بدليل : مقصود از « دليل » حجّتى است كه كاشف از واقع بوده و طريق براى ارائه آن مىباشد مانند آيه قرآن و يا خبر ثقه و امثال اين دو كه در صورت فحص و عدم اطّلاع از آن وظيفه آنست كه به اصول عمليّه ، عمل گردد .
قوله : و المهمّ منها اربعة : ضمير در « منها » به اصول عمليّه راجع است .
مؤلّف گويد :
اصول عمليّهاى كه غير از چهار اصل مذكور مىباشند مانند :
اصالة العدم ، قاعده حلّيّت ، قاعده طهارت ، اصالة الحظر .
قوله : بالشّبهة الحكميّة : مقصود از « شبهه حكميّه » موردى است كه منشا شبهه و اشتباه شارع مقدّس باشد و آن به اينست كه يا نصّى از قبل شرع وارد نشده يا در صورت ورود مجمل بوده و يا احيانا معارض به نصّى است كه بر خلاف آن دلالت دارد و در مقابل آن « شبهه موضوعيّه » است كه منشا شكّ امور خارج باشد چنانچه شرح هريك انشاءالله بطور تفصيل در ابحاث آتيه خواهد آمد .
قوله : الّا انّ البحث عنها : ضمير در « عنها » به قاعده طهارت راجع است .
قوله : حيث انّها ثابتة : ضمير در « انّها » به قاعده طهارت راجع است .
قوله : او مقتضى عموم النّقل فيها : ضمير در « فيها » به اصول عمليّه عود مىكند .
قوله : هذا مع جريانها : ضمير در « جريانها » به اصول عمليّه برمىگردد .
قوله : و اختصاص تلك القاعدة : يعنى قاعده طهارت .
قوله : ببعضها : يعنى بعض الابواب .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 495
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩٥