تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
ترجمه :

مقصد هفتم در بيان اصول عمليّه

اصول عمليّه عبارتند از امورى كه مجتهد بعد از فحص و مأيوس شدن از دست يافتن به دليلى كه عقل يا نقل برآن دلالت دارد به آن منتهى مىگردد و خود را موظّف مىبيند كه برطبقش عمل كند و آنچه از اين اصول مهمّ به نظر مىرسد صرفا چهار تا مىباشد چه آنكه مثل قاعده طهارت در چيزى كه طهارت و نجاستش بشبهه حكميّه مشتبه شده اگرچه در صورت نبودن حجّت و دليل بر طهارت يا نجاست مجتهد به آن منتهى شده و مىبايد به آن عمل كند ولى بحث از اين قاعده چندان مهمّ نيست زيرا از نظر همگان ثابت بوده و هيچ محل نقض و ابرام نمىباشد بخلاف اصول چهارگانه مشاراليه كه عبارتند از : برائت ، احتياط ، تخيير و استصحاب . چه آنكه اصحاب در اين‌ها باهم اختلاف دارند و از طرفى تنقيح مجارى و توضيح آنچه عقل در اين‌ها حكم نموده يا آنچه در اين اصول عموم ادلّه نقليّه مقتضى است نياز به بحث و بيان و اقامه حجّت و برهان دارد . از اين گذشته امتياز ديگرى كه اصول چهارگانه از قاعده طهارت دارند اينست كه قاعده مزبور اختصاص به بعضى از ابواب داشته درحالىكه اصول ياد شده در تمام ابواب و مسائل فقهى جارى مىگردند و همين امر باعث شده كه عنان صحبت و رشته كلام بجانب آنها معطوف گردد . تحرير و شرح حاصل فرموده مرحوم مصنّف اينست كه : مقصود از اصول عمليّه ، قواعد و ادلّه‌اى است كه مجتهد پس از آنكه در مظانّ ادلّه گردش كرد و به دليل و برهانى دست نيافت و نسبت بواقع
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 493 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى