تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
با اينكه هلاكت در اين كلام ظاهر در عقوبت بوده و مىدانيم كه در شبهات بدويّه قبل از ايجاب وقوف و پيش از آنكه با دليل قطعى و مسلّمى لزوم احتياط ثابت شود عقوبتى وجود ندارد ، پس چطور و بچه بيانى ممكنست ايجاب و لزوم آن را به خير بودنش از اقتحام و وقوع در هلاكت معلّل ساخت . تحرير و شرح قوله : و الجواب انّه لا مهلكة فى الشّبهة البدويّة : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و حاصل فرموده مصنّف ( ره ) آنست كه : بحث ما در شبهات بدويّه است يعنى مواردى كه علم اجمالى به ثبوت تكليف نباشد مضافا به اينكه هيچ دليلى بر ثبوت تكليف وجود نداشته بلكه از عقل و نقل هرچه بما رسيده دلالت بر برائت مىنمايند ، بنابراين با توجّه به اين نكته اگر شخصى اين‌گونه از شبهه را مرتكب شد و احتياط ننمود قطعا نمىتوان گفت كه وى در هلاكت واقع شده لذا تمسّك به حديث « قف عند الشّبهة ، فانّ الوقوف عند الشّبهة خير من الاقتحام فى الهلكة » در اين مقام اجنبى بوده و موردى برايش نمىتوان يافت . قوله : و ما دلّ على وجوب الاحتياط : اين عبارت جواب است از سؤال مقدّر به اين شرح : سؤال گفتيد در مورد شبهه ادلّه عقليّه و نقليّه بر برائت قائمند و با وجود آنها ارتكاب شبهه موجب وقوع در مهلكه نيست . گوئيم : قبول نداريم كه تمام ادلّه اين‌گونه باشند بلكه اخبار و احاديثى بما رسيده كه بر وجوب احتياط دلالت دارند لذا با فرض لزوم احتياط اگر آن را ترك كنيم بديهى است كه وقوع در مهلكه تثبيت مىگردد . و به عبارت ديگر :