بلكه بايد گفت حتّى در موردى كه حجّت و دليل بر برائت از تكليف قائم شده باز احتياط پسنديده و نيكو است و سرّ اين حسن در اينجا آنست كه مكلّف بدينوسيله خود را از وقوع در مفسده واقعى برحذر داشته و از فوت مصلحت در امان قرار مىدهد .
تحرير و شرح
قوله : فى شرائط الاصول : مقصود اصول سهگانه يعنى برائت و احتياط و تخيير مىباشد امّا شرط استصحاب از حيث تفحّص نمودن و بررسى از وجود و عدم دليل از كلام در برائت و سخن در اطراف آن معلوم و روشن مىگردد لذا مرحوم مصنّف از آن جداگانه نه در اينجا و نه در باب استصحاب صحبتى به ميان نياورده .
و امّا مقصود از شرط :
مراد از شرط اعمّ از شرط جريان اصل و شرط عمل به آن مىباشد چه آنكه يكى از شرائط اصول فحص از وجود و عدم وجود دليل است و آن در برائت عقليّه از جمله شروط جريان اصل بوده و در برائت نقلى شرط عمل باصل قرار داده شده است .
قوله : و لا تفاوت فيه بين المعاملات و العبادات : ضمير در « فيه » به حسن احتياط راجع است .
قوله : و لو كان موجبا للتّكرار فيها : ضمير در « كان » به احتياط راجع بوده و اين عبارت بيان اطلاق مىباشد و ضمير در « فيها » به عبادات برمىگردد .
قوله : و هو ينافى قصد الامتثال : ضمير « هو » به كلّ واحد من العبث و اللّعب راجع است .
قوله : مع انّه لو لم يكن بهذا الدّاعى : ضمير در « انّه » به تكرار
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 724
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٢٤