و بهر صورت در موردى كه احتياط حسن است هيچ تفاوتى در آن بين معاملات و عبادات وجود ندارد اگرچه تحقّق احتياط بتكرار عمل باشد مثل اينكه قبله يا لباس مصلّى مثلا مشتبه بوده بهطورى كه اگر وى نماز به طرف قبله و در ساتر طاهر بخواهد خوانده باشد مجبور است بيش از يك نماز بجاى آورد .
توهّم و دفع آن
ممكنست توهّم شده و اينطور گفته شود :
در موردى كه احتياط موجب تكرار عمل مىگردد نمىتوان به حسنش احتياط كرد چه آنكه در فرض مزبور احتياط امر عبث و لغوى بوده و آن را از مصاديق لعب بفرمان مولى تلقّى مىكنند و جاى شبهه نيست كه عبث و لعب با قصد امتثال تنافى دارد و در جايش مقرّر است كه هيچ عبادتى بدون قصد امتثال در خارج تحقّق نمىيابد .
ولى اين توهّم فاسد و بىاساس است زيرا :
اوّلا : واضح و روشن است بسيار اتّفاق مىافتد كه تكرار به داعى صحيح عقلائى واقع مىشود و اينطور نيست كه هر تكرارى لغو و عبث باشد بلكه تكرارى كه به قصد احراز اتيان مطلوب واقعى مولى صورت مىگيرد عين حسن عمل است و ابدا نمىتوان آن را لغو و عبث تلقى كرد .
ثانيا : بفرض كه تكرار به داعى صحيح عقلائى نبوده بلكه اصل اتيان عمل تنها بداعى امر مولى صورت گرفته و ماوراء آن داعى و قصد ديگرى نباشد مىگوئيم :
هرگز اتيان عمل تكرارى با قصد امتثال تنافى ندارد اگرچه در كيفيت امتثال مكلّف را لاغى مىشمرند .
سپس مىفرماين :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 723
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٢٣