مبحث اشتغال و شكّ در مكلّف به را آغاز مىكنيم .
در اين مبحث محلّ كلام و مورد صحبت آنجائى است كه نسبت به تكليف اعمّ از اينكه ايجاب بوده يا تحريم باشد علم حاصل بوده ولى متعلّق آنكه اصطلاحا « مكلّف به » ناميده مىشود معلوم نيست مثلا در روز جمعه بعد از اذان ظهر قطع و يقين داريم كه تكليف ايجابى به خواندن نماز بما متوجّه شده منتهى متعلّق آن معلوم نيست كه ظهر بوده يا جمعه مىباشد يا در برخى از موارد سفر شخص علم به تكليف ايجابى خواندن نماز داشته ولى اينكه مكلّف به نماز قصر است يا تمام معلوم نيست .
و نيز مثل اينكه اصل تكليف به نماز معلوم و يقينى است امّا اينكه نماز مزبور استعاذه قبل از قرائت داشته يا اين فعل در آن واجب نيست مشكوك و محتمل مىباشد .
و حاصل كلام آنكه تمام موارد و امثله شكّ در مكلّف به را كه استقصاء و بررسى كنيم مىبينيم كه از دو حال خارج نيستند :
الف : دوران امر بين متباينين .
ب : دوران امر بين اقلّ و اكثر .
مقصود از « دوران بين متباينين » آنست كه محتملين وجه مشتركى نداشته بلكه دو وجود منهاض و مشخّصى بوده كه مكلّف به انجام يكى از آن دو موظّف است همچون وجوب نماز ظهر يا صلاة جمعه .
و منظور از « دوران بين اقلّ و اكثر » آنست كه محتملين در مجموعهاى از افعال باهم مشترك بوده منتهى يكى از آن دو اجزاء و افعالى بيش از آن مجموعه دارد .
تقسيم اقلّ و اكثر
اقلّ و اكثر بر دو قسم است :