تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1668

مساهمون:

ص١٦٦٨
فتلخّص بذلك انّ قضيّة ظاهر الجملة الشّرطيّة هو القول بعدم التّداخل عند تعدّد الشّرط . ترجمه : سؤال و اشكال اگر در مقام اشكال به جوابى كه داديم گفته شود : آنچه ذكر شد و اظهار نموديد كه در صورت تعدّد شرط براى هركدام فردى از جواب واجب مىباشد البتّه اشكال اجتماع مثلين را دفع مىنمايد ولى بايد بگوئيم : تقدير تعدّد فرد بر خلاف اطلاق جمله شرطيّه مىباشد زيرا از اطلاق مزبور اين‌طور استفاده مىشود كه جزاء طبيعت وضوء مثلا مىباشد و پرواضح است كه در اين صورت محذور اجتماع مثلين بجاى خود باقى است . جواب از اشكال تقدير تعدّد فرد قبول است كه بر خلاف اطلاق جمله شرطيّه مىباشد ولى آنچه ايجاب آن را نموده اينست كه جمله شرطيّه ظاهر است در اينكه شرط يا سبب براى جواب بوده و يا كاشف از آن مىباشد و چون هر سببى مسبب علىحدّه لازم دارد و ممكن نيست دو علّت بر معلول واحدى توارد داشته باشند لاجرم ظهور مذكور مقتضى است براى هر شرطى فردى از طبيعت و ماهيّت جزاء را معلول قرار دهيم و به عبارت ديگر : آنچه در سؤال آمده و بيان شده مسلّم و مقبول بوده ولى مشروط به اينكه اصالة الاطلاق قابل اخذ بوده و بتوان به آن در مورد بحث تمسّك كرد درحالىكه اين‌طور نيست زيرا اطلاق موقوف بر فراهم بودن مقدّمات حكمت است كه در اينجا مفقود مىباشند چه آنكه يكى از اين مقدّمات آنست كه قرينه‌اى بر تعيين مراد در بين نباشد و حال آنكه نفس ظهور قضيّه شرطيّه در تعدّد جزاء بتعدّد شرط قرينه است بر اينكه اطلاق مراد نيست بلكه از جزاء