تعليق جواب بر چنين شرطى اينست كه انتفاء شرط مستلزم انتفاء جواب مىباشد و مقصود از دلالت التزامى همين است .
مرحوم مصنّف بدون اينكه در اينجا دفاع از منكرين يا مثبتين نمايد مىفرماين :
منكرين مفهوم دلالت التزامى را انكار داشته و مثبتين آن را ثابت مىدانند و ما براى هركدام از اثبات و انكار اين دلالت قبلا بيان و تقريرى ذكر كرديم .
مؤلّف گويد :
مقصود اينست كه : مثبتين مفهوم بايد اثبات كنند كه شرط علّت منحصر براى جواب مىباشد تا بدينوسيله انتفاء آن دلالت بر انتفاء جواب داشته و بدين ترتيب مفهوم ثابت گردد .
و در مقابل منكرين علّيّت منحصره را قبول نداشته و نفس انكار آن خود كافيست براى عدم ثبوت دلالت التزامى كه شرح آن قبلا بطور مبسوط و مفصّل گذشت .
قوله : انّه لو دلّ : ضمير در « انّه » و « دلّ » به شرط راجع است .
قوله : لكان باحدى الدّلالات : ضمير در « لكان » به دلالت شرط بر مفهوم عود مىكند .
قوله : و الملازمة : يعنى ملازمه بين دلالت شرط بر مفهوم و ثبوت آن به يكى از دلالات سهگانه .
قوله : كبطلان التّالى : مقصود از « تالى » ثبوت دلالت به يكى از دلالات سهگانه مىباشد .
قوله : و قد اجيب عنه : ضمير در « عنه » به دليل دوّم راجع است .
قوله : بمنع بطلان التّالى : يعنى قبول نداريم كه دلالت بر مفهوم به يكى از دلالات سهگانه ثابت نباشد .
قوله : و انّ الالتزام ثابت : يعنى و انّ الدّلالة الالتزام ثابت .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1629
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٢٩