قوله : او انّه كان الخ : اشاره است به توجيه دوّم براى رأى مشهور و ضمير در « انّه » به حمل امر بمقيّد بر تأكّد استحباب راجع است .
قوله : و حمله على تأكّد استحبابه : ضمير در « حمله » به امر بمقيّد راجع است .
قوله : من التّسامح فيها : ضمير در « فيها » به ادلّه مستحبّات عود مىكند .
متن : ثمّ انّ الظّاهر انّه لا يتفاوت فيما ذكرنا بين المثبتين و المنفيين بعد فرض كونهما متنافيين كما لا يتفاوتان فى استظهار التّنافى بينهما من استظهار اتّحاد التّكليف من وحدة السّبب و غيره من قرينة حال او مقال حسبما يقتضيه النّظر فليتدبّر .
ترجمه : سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
ظاهرا در آنچه ذكر كرده و گفتيم كه بايد مطلق را بر مقيّد حمل نمود فرقى نيست بين اينكه هر دو مثبت بوده يا منفى باشند زيرا پس از آنكه فرض نموديم مطلق و مقيّد با هم متنافى و متغاير مىباشند اتّحاد و اختلافشان در نفى و اثبات منشا اثر نبوده و در حكمى كه متعلّق به آن دو است نقشى ندارد .
چنانچه از نظر حكم مثبتين و منفيين تفاوتى با هم ندارند اعمّ از آنكه تنافى بين مطلق و مقيّد را از اتّحاد تكليف كه منشأش وحدت سبب است استظهار كنيم يا از غير آن همچون قرينه حاليه يا مقاليّه احراز نمائيم چنانچه مقتضاى نظر دقيق چنين مىباشد .
تحرير و شرح
قوله : انّه لا يتفاوت فيما ذكرنا : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد و مقصود از « ما ذكرنا » حمل مطلق بر مقيّد است .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 2001
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٠١