تحرير و شرح
قوله : فى غير العهد الذّهني : زيرا نظر معروف و مشهور بر اينست كه الف و لام در اين قسم از اقسام نسبت بفرد خارجى و نيز به جنسى كه در ضمن آنست افاده تعيين نمىكند .
قوله : الّا الاشارة الى المعنى المتميّز الخ : يعنى الف و لام جنس صرفا دلالت بر ماهيّت و حقيقتى دارد كه از حقائق و ماهيّات ديگر در ذهن متميّز و متعيّن مىباشد مانند الف و لام در « الرّجل » كه با آن به جنس و ماهيّت « رجل » اشاره مىشود كه اين خود در ذهن از ماهيّات ديگر همچون ماهيّت زن ، شجر ، حجر و ماء ممتاز و متشخّص مىباشد .
قوله : و لازمه ان لا يصحّ الخ : ضمير در « لازمه » به كلام مشهور و معروف راجع است و وجه عدم صحّت حمل بنا بر قول ايشان آنست كه وقتى مدلول و موضوع له معرّف بالف و لام را خاصّ و مقيّد دانستيم در نتيجه معنا از كلّيّات عقلى مىگردد زيرا المقيّد بما هو مقيّد لا موطن له الّا الذّهن و قبلا توضيح داديم كه كلّيّات عقلى قابل حمل بر مصاديق خارجى نيستند همانطورىكه مصاديق را نمىتوان بر آنها حمل نمود .
قوله : و معه لا فائدة فى التّقييد : ضمير در « معه » به تجريد راجع است و حاصل آنكه :
اگر معنا را از تعيّن و خصوصيّتى كه دارد در وقت حمل مجرّد نمائيم پس چه فائدهاى در اين است كه ملتزم بشويم موضوع له معرّف به لام مقيّد و خاصّ است زيرا از اين خصوصيّت و تقييد استفادهاى نشد بلكه در هنگام استفاده كه وقت حمل در قضاياى متعارفه باشد آن را لغو و ناديده قرار داديم .
قوله : مع انّ التّأويل و التّصرّف : مقصود از تأويل و تصرّف همان تجريد مىباشد .
قوله : غير خال عن التّعسّف : زيرا مذاق و سليقه اهل عرف چنين نمىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1962
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٦٢