تحرير و شرح
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين عبارات آنست كه :
از جمله الفاظ مطلقه ، اسماء اجناس مىباشد مانند : انسان و رجل و غير اين دو .
وضع اسماء اجناس براى معانى نه بنحو به شرط شىء بوده و نه بطور لا به شرط قسمى بلكه از قبيل وضع الفاظ براى معانى بر سبيل لا به شرط مقسمى مىباشند .
توضيح
معانى موضوعه از چهار نحو خارج نيستند :
1 - به شرط شىء : و آن اينست كه لفظ براى معنا به ملاحظه وجود شىء با آن وضع شده باشد .
2 - به شرط لا : و آن اينست كه لفظ براى معنا به ملاحظه عدم وجود شىء با آن وضع گرديده باشد .
3 - لا به شرط قسمى : و آن اينست كه لفظ براى معنائى وضع شده باشد كه عدم لحاظ وجود يا عدم شىء با آن ملاحظه شده باشد و به عبارت ديگر :
معنائى را لا به شرط قسمى گويند كه با آن ملاحظه كنيم عدم لحاظ هريك از وجود و عدم شىء را .
4 - لا به شرط مقسمى : و آن اينست كه لفظ براى صرف معنا و مجرّد مفهوم وضع شده باشد بدون اينكه با آن وجود يا عدم و يا عدم لحاظ هريك از وجود و عدم ملاحظه شده باشد و به عبارت ديگر :
معنائى را لا به شرط مقسمى مىتوان دانست كه از هر قيدى حتّى قيد لا به شرط بودن برهنه و مجرّد فرض شود .
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اسماء اجناس نظير امثله مذكور و كلّيّه الفاظى كه در قبال جواهر و
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1950
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٥٠