اخبار مخالف با قرآن را ما نگفتهايم .
و با وجود اينگونه احاديث چگونه بتوان خبر مخالف با قرآن را بر قرآن مقدّم داشته و مخصّص عموم قرار داد .
جواب
قبول داريم كه اينگونه اخبار و احاديث اوّلا : زياد و كثير بوده .
و ثانيا : بطور صريح بر طرح اخبار مخالف با قرآن دلالت دارند .
ولى در عين حال مىتوان از آنها دو جواب بشرح زير داد :
جواب اوّل
اوّلا : قبول نداريم اختلاف عامّ با خاصّ را عرفا مخالفت بتوان تلقّى نمود چه آنكه خاصّ شارح و مفسّر عامّ است و هرگز مفسّر ( بكسر سين ) مخالف با مفسّر ( بفتح سين ) نمىباشد .
ثانيا : بفرض بپذيريم كه اختلاف مزبور از مصاديق مخالفت باشد مىگوئيم :
مقصود از « مخالفت خبر با قرآن » در اخبار ياد شده كه ما را باجتناب از خبر مخالف امر و ترغيب نمودهاند اينگونه از مخالفت نبوده بلكه مقصود طرح خبرى است كه با قرآن تباين كلّى داشته باشد و به عبارت ديگر مخالفت خبر با قرآن از قبيل مخالفت تباينى باشد نه مخالفت بنحو عموم و خصوص ، زيرا چگونه بتوان گفت از ائمّه طاهرين عليهم السّلام اخبار مخالف با قرآن حتّى بنحو عموم و خصوص صادر نشده و حال آنكه الى ما شاء اللّه حضراتشان كلماتى فرمودهاند كه با قرآن مخالفت بنحو عموم و خصوص دارند .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1921
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٢١