تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1611

مساهمون:

ص١٦١١
ساير انحاء ترتّب منهاض و مشخّص نمود . و بعبارة اخرى : هيچ امتيازى ترتّب يادشده بر انحاء ديگر ترتّب نداشته تا مقدّمات حكمت و اطلاق كلام علامت و قرينه بر اراده آن بوده بدون ساير ترتّبات . و امّا قياس مورد بحث با تعيّن وجوب نفسى به واسطه اطلاق صيغه امر : بايد بگوئيم اين قياس مع الفارق بوده و تشبيه بىمورد است : توضيح واجب نفسى ، به واجبى گويند كه وجوبش در هر حال بوده و مقيّد و محدود به فرضى دون فرض ديگر نباشد همچون نماز كه على كلّ حال واجب است بدون قيد و شرطى . واجب غيرى آنست كه تنها در صورت واجب بودن غير واجب باشد پس وجوبش على فرض دون فرض آخر مىباشد بنابراين اراده اين قسم از واجب غيرى نيازمند به قرينه بوده و بدون آن مقصود و مراد فهميده نمىشود بخلاف اراده واجب نفسى از آنكه نفس اطلاق معيّن و مشخّص آن مىباشد ازاين‌رو وقتى صيغه امر بدون قيد ذكر شود به كمك مقدّمات حكمت مىتوان از آن واجب نفسى را احراز نمود . ولى در مورد بحث لزوم و ترتّب علّى آن هم بنحو علّيّت منحصره با ساير انحاء لزوم در يك عرض بوده و اراده هريك از آنها محتاج به قرينه است و هيچ‌كدام بر ديگرى از اين جهت امتياز و برترى ندارد بنابراين همان‌طورىكه اطلاق جمله شرطيّه كافى در اراده انحاء ديگر نبوده و براى تعيين هريك از آنها به قرينه نيازمند هستيم ترتّب بنحو علّيّت منحصره نيز اين‌چنين بوده و بدون قرينه اراده‌اش مشخّص نيست لاجرم قياس مورد بحث با اطلاق صيغه قياسى است بىمورد و مع الفارق .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1611 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى