تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1706

مساهمون:

ص١٧٠٦
معناى مذكور استفاده گردد . سؤال اگر تقييد موضوع و يا حكم به غايت فائده‌اش نفى حكم از غير مورد تقييد نباشد لغويّت لازم مىآيد يعنى وجود غايت و عدمش يكسان مىگردد و چون متكلّم حكيم در سخنانش از لغو پرهيز دارد لاجرم حكمت وى مقتضى است براى غايت مفهوم باشد . جواب اگر براى غايت مفهوم نباشد اين‌طور نيست كه لغو در كلام حكيم لازم آيد بلكه تقييد و تحديد به غايت همچون ساير انحاء تقييد بوده كه فائده آنها منحصر در وجود مفهوم نيست چنانچه در وصف گفتيم گاه باشد كه اين تقييد از باب غالبى بودن وصف بوده و زمانى آوردن آن به ملاحظه اشاره نمودن به موصوف خاصّى است و لو واجد وصف مذكور نباشد . قوله : و امّا اذا كانت بحسبها : ضمير در « كانت » به غايت و در « بحسبها » به قواعد عربيّه راجع است . قوله : فحالها حال الوصف : ضمير در « حالها » به غايت راجع است . قوله : فى عدم الدّلالة : يعنى عدم دلالت بر مفهوم . قوله : و ان كان تحديده بها : كلمه « ان » وصليّه بوده و ضمير در « تحديده » به موضوع راجع است و در « بها » به غايت برمىگردد . قوله : بملاحظة حكمه : يعنى حكم موضوع . قوله : و تعلّق الطّلب به : يعنى تعلّق طلب به موضوع . قوله : و قضيّته ليس الّا عدم الحكم فيها : ضمير در « قضيّته » به تحديد موضوع به غايت به ملاحظه حكم موضوع راجع مىباشد و ضمير در « فيها » به غايت برمىگردد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1706 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى