تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1702

مساهمون:

ص١٧٠٢
و امّا بنا بر رأى كسانى كه غايت را در مغيّا داخل نمىدانند طرح نزاع به اين صورت است : غاياتى كه در جملات واقعند آيا بر ارتفاع حكم از نفس غايت و بعد از آن دلالت داشته يا چنين دلالتى براى آنها نيست قائلين بمفهوم مىگويند حكم مغيّا از نفس غايت و بعد از آن منتفى است ولى منكرين مىگويند غايت چنين دلالتى ندارد . در اين مسئله همان‌طورىكه اشاره شد بين حضرات اختلافست : بمشهور نسبت داده‌اند كه ايشان براى غايت مفهوم قائلند به اين معنا كه معتقدند ادات غايت دلالت دارند بر انتفاء حكم از بعد از غايت يا از نفس غايت و بعد از آن . و جماعتى ديگر كه از جمله ايشان مرحوم سيّد مرتضى و شيخ طوسى ( ره ) مىباشند اين دلالت را قبول ندارند . مرحوم مصنّف در اين باب تحقيقى فرموده كه خلاصه آن را در ذيل مىآوريم .

تحقيق مرحوم مصنّف در مفهوم غايت

ايشان مىفرماين : از نظر صناعت ادب و قواعد عربى امر از دو حال خارج نيست : الف : آنكه غايت قيد براى حكم باشد . ب : آنكه غايت را قيد براى موضوع قرار دهند . امّا اگر آن را قيد حكم قرار داديم مثالش همچون كلامى كه از معصوم عليه السّلام وارد شده : كلّ شىء حلال حتّى تعرف انّه حرام . ( هر موضوعى حلال است تا وقتى كه بدانيد حرام مىباشد ) . و نيز مانند : كلّ شىء طاهر حتّى تعلم انّه قذر .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1702 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى