و امّا بنا بر رأى كسانى كه غايت را در مغيّا داخل نمىدانند طرح نزاع به اين صورت است :
غاياتى كه در جملات واقعند آيا بر ارتفاع حكم از نفس غايت و بعد از آن دلالت داشته يا چنين دلالتى براى آنها نيست قائلين بمفهوم مىگويند حكم مغيّا از نفس غايت و بعد از آن منتفى است ولى منكرين مىگويند غايت چنين دلالتى ندارد .
در اين مسئله همانطورىكه اشاره شد بين حضرات اختلافست :
بمشهور نسبت دادهاند كه ايشان براى غايت مفهوم قائلند به اين معنا كه معتقدند ادات غايت دلالت دارند بر انتفاء حكم از بعد از غايت يا از نفس غايت و بعد از آن .
و جماعتى ديگر كه از جمله ايشان مرحوم سيّد مرتضى و شيخ طوسى ( ره ) مىباشند اين دلالت را قبول ندارند .
مرحوم مصنّف در اين باب تحقيقى فرموده كه خلاصه آن را در ذيل مىآوريم .
تحقيق مرحوم مصنّف در مفهوم غايت
ايشان مىفرماين :
از نظر صناعت ادب و قواعد عربى امر از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه غايت قيد براى حكم باشد .
ب : آنكه غايت را قيد براى موضوع قرار دهند .
امّا اگر آن را قيد حكم قرار داديم مثالش همچون كلامى كه از معصوم عليه السّلام وارد شده :
كلّ شىء حلال حتّى تعرف انّه حرام .
( هر موضوعى حلال است تا وقتى كه بدانيد حرام مىباشد ) .
و نيز مانند : كلّ شىء طاهر حتّى تعلم انّه قذر .