اين صورت مفهوم ندارد .
مرحوم مصنّف از كسانى است كه مىفرماين براى وصف مطلقا مفهوم وجود ندارد و دليلى كه براى مدّعاى خويش اقامه مىفرماين اينست كه :
از طريق معتبر و معتمدى بما نرسيده كه واضع وصف را براى ثبوت حكم عند ثبوت الوصف و انتفاء آن حين انتفاء وصف وضع كرده باشد تا در نتيجه وصف را از ذوات مفهوم قرار دهيم .
و به عبارت ديگر :
نه از طريق تبادر و نه از راه تنصيص و تصريح ارباب فنّ ثابت نشده كه وصف واجد مفهوم است ازاينرو وجود مفهوم براى وصف اگرچه امر محتمل و باصطلاح ثبوتا ممكنست ولى در عالم اثبات هيچ دليلى كه مثبت آن باشد در دست نيست .
سؤال
اگر مفهوم را در وصف قبول نداشته باشيم لازمهاش لغويّت است مثلا در جمله « اكرم رجلا عالما » اگر بگوئيم اكرام مرد عالم واجب است و در عين حال اگر صفت علم منتفى بود و بجاى « عالم » جاهل قرار داشت معلوم نيست اكرامش واجب نباشد .
جاى اين انتقاد هست كه وجوب اكرام اگر در صورت بودن عالم و جاهل هر دو ثابت باشد پس تقييد كلام بخصوص « عالم » لغو و بيهوده است و چون گويندهء كلام متكلّم حكيم بوده و ياوه در كلماتش راه ندارد ازاينرو به جهت دفع لغويّت از كلامش الزاما به ثبوت مفهوم بايد ملتزم باشيم .
جواب
اين كلام در صورتى صحيح است كه براى وصف هيچ فائده و خاصيّتى غير از مفهوم وجود نداشته باشد لاجرم اگر مفهوم را نيز منتفى بدانيم
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1684
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٨٤