تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1428

مساهمون:

ص١٤٢٨
ملك غصبى بعد از دخول بملاحظه نهى سابق عصيان بوده و باعتبار امر لاحق اطاعت باشد و اين مستلزم آنست كه فعل واحد بعنوان واحد بالفعل هم مبغوض بوده و هم محبوب باشد و قائل بجواز اجتماع وجوب و حرمت خود از التزام به آن اباء دارد چه رسد بقائلين بامتناع . چنانچه در رفع اين غائله و اشكال نافع نيست بگوئيم : نهى مطلق و در هرحال بوده ولى امر مشروط است به دخول در ملك غصبى . وجه نافع نبودن اينستكه : پرواضح است كه حرمت بنحو مطلق و بدون قيد با وجوب در بعضى از حالات منافات و تهافت دارد . تحرير و شرح مرحوم مصنّف در عبارات مذكور به سه نكته اشاره فرموده‌اند كه توضيح آنها چنين است : شرح نكته اوّل برخى از ارباب تحقيق فرموده‌اند : فعل مضطر اليه همچون خروج از ملك غصبى مأموربه واجب بوده و در عين حال حكم معصيت بر آن جارى است . امّا مأموربه است بخاطر آنكه مقدّمه واجب بوده و تخلّص از معصيت و غصب بحسب فرض موقوف بر آن مىباشد . و امّا حكم معصيت بر آن جارى است بخاطر آنكه قبلا منهىّ عنه بوده و الآن نيز كه اضطرار بفعلش پيدا شده بر همان نهى سابق باقى است . مرحوم مصنّف ميفرمايند : اين رأى و قول مورد دو اشكال و ايراد مىباشد .