تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1414

مساهمون:

ص١٤١٤
تسبيبى امر چنين بوده يعنى قصد به افعال مزبور بمجرّد قصد باسباب آنها و اختيار تركشان به اختيار ترك اسباب آنها مىباشد . و همين مقدار از قدرت كافى در استحقاق عقاب بر شرب خمر به منظور معالجه بوده اگر چه فعلش در وقت محذور هلاكت نفس بخاطر فرار از عقوبت بيشتر و قبح زيادترعقلا لازم مىباشد . پس قبول نداريم كه صدق ترك در حقّ وى به صورت سالبه بانتفاء موضوع باشد و بفرض كه آن را بپذيريم ميگوئيم : پس از آنكه وى از ترك متمكّن بود ولو بنحو سالبه‌اى كه ذكر شد ابدا عنوان سالبه بانتفاء موضوع مضرّ نميباشد چه آنكه وى هم بر ترك ولو به اين نحو متمكّن بوده و هم بر فعل بواسطه قادر بودن بر چيزى كه از قبيل موضوع براى سالبه مزبور است قدرت دارد از اينرو درباره‌اش بايد بگوئيم : خودش بسوء اختيار نفس خويش را در مهلكه قرار داده يا عصيانا و طغيانا در خانه غير داخل گرديده لذا در اوّل مجبور به شرب خمر شده تا خود را معالجه كرده و در مثال دوّم ملزم به خروج گشته تا نفسش را از ارتكاب قبح بيشتر رها نمايد در حالى كه ميتوانست از ابتداء در خانه داخل نشده يا در مثال اوّل مرتكب سببى كه زمينه هلاكت نفس برايش فراهم شود نگردد تا جهت تخلّص نس از ارتكاب قبيح يا معالجه خود احتياج بفعل حرام پيدا كند . تحرير و شرح مرحوم شيخ اعظم در تقرير مدّعاى خود فرمودند : خروج مترتّب بر دخول بوده و پيش از دخول بر آن قدرت نيست فلذا ترك خروج قبل از ورود به خانه غصبى از قبيل سالبه بانتفاء موضوع است . و براى تقريب و تثبيت اين فرموده مثال شرب خمر را ذكر نموده و فرمودند :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1414 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى