نماز در حمّام نسبت به نماز در خانه مكروه بوده و نمازى كه نه واجد مزيّت بوده و نه منقصتى دارد مانند نماز در خانه مستحبّ باشد چه آنكه اين نماز ثوابش از نماز در حمّام بيشتر بوده و طبق گفته قائل متّصف به استحباب ميگردد در حالى كه چطور ميتوان چنين نمازى را كه بگفته قائل نه واجد مزيّت بوده و نه داراى منقصت مستحبّ بدانيم .
جواب از ايراد
مرحوم مصنّف ميفرمايند :
اين ايراد وارد نيست زيرا مقصود از اقلّ ثوابا بدون نماز در حمّام مثلا نه اقلّ بودنش نسبت به نفس فرد ديگر يعنى مثلا نماز در خانه باشد بلكه مراد آنست كه وقتى آن را با نفس طبيعت نماز كه در ضمن فردى بىتفاوت كه نه واجد مزيّت بوده و نه داراى منقصت مىسنجيم ملاحظه مىكنيم كه ثوابش از آن كمتر است .
چنانچه معناى اكثر ثوابا اينستكه :
مثلا وقتى نماز در مسجد را با نفس طبيعت موجود در ضمن نماز در خانه قياس ميكنيم مىبينيم كه ثوابش از آن بيشتر است .
پس اقلّ ثوابا يا اكثر ثوابا بودن بملاحظه قياس طبيعت موجود در ضمن فردى با طبيعت متحقّقه بواسطه فرد ديگر مىباشد نه آنكه نفس افراد را با هم بسنجيم تا اشكال مزبور لازم بيايد .
سپس ميفرمايد :
و مخفى نباشد كه نهى در اينقسم صلاحيّت ندارد مگر صرفا براى ارشاد باتيان طبيعت در ضمن فرد ديگر بخلاف نهى در قسم اوّل كه مولوىّ بوده منتهى مولوىّ تنزيهى اگر چه البتّه آن را نيز ميتوان بر ارشاد حمل نمود .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1363
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٦٣