نبوده بلكه در مواضع عديده و متكثّره احكام ديگر با هم اجتماع نمودهاند مانند :
1 - اجتماع كراهت و ايجاب در نماز واجبى كه در حمّام خوانده شود .
2 - اجتماع كراهت و استحباب در نماز مستحبّى كه در حمّام بجاى آورده شود يا مانند روزه در سفر يا گرفتن روزه در روز عاشوراء اگرچه شخص مسافر نباشد .
3 - اجتماع وجوب يا اباحه در نماز واجبى كه در خانه خوانده شود .
4 - اجتماع وجوب با استحباب در نماز واجبى كه در مسجد گذارده شود .
5 - اجتماع استحباب با اباحه در نماز مستحبّى كه در خانه بخوانند .
6 - اجتماع استحباب با استحباب كه از قبيل اجتماع مثلين است در نماز مستحبّى كه در مسجد اداء گردد .
قوله : ثمّ انّه قد استدلّ على الجواز : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : منها : يعنى و از جمله اين امور .
قوله : انّه لو لم يجز اجتماع الامر و النّهى : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد و عبارت مذكور اشاره است به مقدّم در قضيّه شرطيّهاى كه مستدلّ به آن تمسّك نموده است .
قوله : لما وقع نظيره : ضمير در « نظيره » به اجتماع امر و نهى راجع است و نظير آن يعنى اجتماع دو حكم ديگر همچون وجوب با كراهت يا كراهت با استحباب مثلا ، و اين عبارت اشاره است به تالى در قضيّه شرطيّه مزبور .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1345
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٤٥