تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1234

مساهمون:

ص١٢٣٤
يأمر ، امرا مقصود بود و مراد از صيغه لا تفعل است چنانچه در آنجا افعل بود . 2 - در عين حال بين امر و نهى از دو جهت فرق است : الف : آنكه امر متعلّقش وجود بوده ولى متعلّق نهى عدم مىباشد چه آنكه آمر وقتى به عبدش مثلا ميگويد اسقنى ، سقى و آب دادن را كه امر وجودى است مطالبه مىكند ولى در نهى همچون لا تشرب ناهى از بنده‌اش ميخواهد كه شرب را انجام نداده و آن را در ايجاد نكند . ب : متعلّق طلب در امر از حضرات اختلافى نبوده بلكه همگى آن را ايجاد و انشاء ميدانند ولى در نهى اختلاف است كه آيا طلب در نهى تعلّق به كفّ داشته يا مجرّد ترك و انجام ندادن متعلّق آن مىباشد . برخى فرموده‌اند : متعلّق نهى كفّ نفس و بازداشتن آن از بجاى آوردن است و بدين ترتيب متعلّق امر وجودى است يعنى در مثال لا تشرب ناهى از بنده‌اش ميخواهد با اينكه نفسش رغبت و تمايل به شرب دارد جلو آن را گرفته و از اقدام به شرب ممانعت كند و بديهى است كه امساك و وادار كردن نفس را به ترك امرى است وجودى . ولى بعضى ديگر فرموده‌اند : متعلّق طلب در نهى صرف نياوردن فعل و ترك آن مىباشد اعمّ از آنكه نفس به آن تمايل داشته يا بىميل و بدون رغبت به آن باشد ، بلكه مطلوب ناهى مجرّد وجود نيافتن شيئ منهى است . مرحوم مصنّف ميفرمايند : بعقيده ما على الظّاهر متعلّق طلب در نهى مجرّد ترك و انجام ندادن فعل مىباشد . 3 - نكته سوّمى كه در عبارات مذكور ديده مىشود اشكالى است كه در اينمقام شده و شرحش چنين است : اشكال چطور ممكنست ترك و صرف انجام ندادن متعلّق طلب باشد