تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1206

مساهمون:

ص١٢٠٦
بوده و براى اقلّ در ضمن آن وجود مستقلّ و عليحدّه‌اى نباشد همچون خطّ طويل كه دفعتا و يك جا ترسيم شده بدون اينكه بين رسم اجزاء خطّ سكونى فاصله شود ولى در جائى كه اقلّ در ضمن اكثر داراى وجود مستقلّى باشد اين گفته ممنوع است همچون تسبيحه واحده در ضمن سه تسبيح يا خطّ طويلى كه در وقت ترسيمش بين اجزاء آن سكون فاصله شود چه آنكه اقلّ در چنين فرضى فى حدّه و بذاته وجود پيدا كرده و بواسطه‌اش غرض حاصل شده و بحسب فرض مطلوب آمر عملى گشته است و با اينفرض بدون شكّك و ترديدى اجزاء زائد بر آن ديگر دخالتى در حصول غرض ندارند و بدينوسيله صحيح است بگوئيم اجزاء زائد بر اقلّ بر قدر واجب زائد بوده و نميتوان آنها را از اجزاء قدر واجب دانست . تحرير و شرح حاصل سؤال و اشكال اينستكه : آنچه در تقرير جريان تخيير بين اقلّ و اكثر گفته شد و اظهار نموديد كه ميتوان بر اكثر حصول غرض را مترتّب نمود همانطوريكه بر اقلّ چنين مىباشد و بيان نموديد كه گاه مىباشد كه مجموع اجزاء اكثر در تحقّق غرض آمر دخيل بوده بطوريكه اگر امكان ميداشت اقلّ در ضمن آن محقّق نميشد باز غرض آمر با اتيان مجموع اجزاء تأمن مىگشت . بايد بگوئيم تحقّق اكثر در خارج به دو نحو ممكن است : الف : گاهى اكثر دفعتا و يك جا در خارج تحقّق مىيابد مثل اينكه خطّ دو مترى را بوسيله قالبى كه به قدر دو متر ساخته شده و با آن ميتوان خطّ مزبور را دفعتا ثبت و ترسيم نمود ضبط و رسم ميكنند . ب : زمانى اكثر تحققش در خارج بتدريج بوده بطوريكه بين اجزاء آن عدم و سكون فاصله مىشود مثل اينكه خطّ دو مترى را كم‌كم و بتدريج رسم كنند مثلا سانت به سانت آن را كشيده و رسم نمايند .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1206 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى