تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1012

مساهمون:

ص١٠١٢
تحرير و شرح حاصل فرموده مصنّف اينستكه : گفته شد واجب اصلى آنست كه شيئ مستقلّا مطلوب و مورد اراده قرار گيرد و واجب تبعى آنست كه اينطور نبوده بلكه شيئ در ظلّ و به تبع امر ديگر مطلوب واقع شود . بنابراين واجب غيرى را ميتوان بهردو تقسيم و بآندو متّصفش نمود ولى واجب نفسى صرفا به وجوب اصلى متّصف شده و نتوان تبعى بودن را صفتش قرار داد . امّا وجه انقسام واجب غيرى به اصلى و تبعى : جهتش اينستكه در تعريف واجب غيرى گفته‌اند آنست كه مصلحت موجود در آن ذاتى و نفسى نبوده بلكه چون مكلّف را به مطلوب نفسى مولى مىرساند لاجرم وجوب به آن تعلّق گرفته . حال با توجّه به اين معنا بايد بگوئيم : جاى ترديد و شكّ نيست كه چنين واجبى در واقع و نفس الامر از دو حال خارج نيست : الف : آنكه با حفظ مقدميّت و وجوب غيرى كه دارد وقتى مورد التفات آمر واقع مىشود خصوصيّات و امتيازاتى كه در آن احيانا وجود دارد بسا موجب آن مىشود كه بدون توجّه بشيئ ديگر و بنحو مستقلّ اراده به آن تعلّق گرفته و مقصود آمر واقع مىشود همچون طهارات سه‌گانه كه علاوه بر مقدّمه بودنشان براى نماز بملاحظه اينكه مشتمل بر مصلحت نفسى ميباشند متّصف بوجوب اصلى نيز ميتوان آنها را دانست . ب : آنكه با عنوان مقدميّت كه در آن مىباشد اراده متعلّق به آن به تبع اراده ديگر باشد كه در اين صورت بواجب تبعى موصوف ميگردد همچون بسيارى از مقدّمات واجبات نظير لزوم سلوك طريق در حجّ . و امّا وجه عدم اتّصاف واجب نفسى به وجوب تبعى .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1012 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى