تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 993

مساهمون:

ص٩٩٣
مقدّمه كه بدنبالش واجب اتيان مىشود و اصطلاحا موصله نام دارد جايز الاتيان است نه غير آن . قوله : و بالجملة الخ : يعنى و خلاصه كلام آنكه : لازمه فرض مذكور اينستكه ايجاب ذو المقدّمه فقط در صورتى باشد كه بواسطه انجام مقدّمه موصله در خارج اتيان گردد چون جواز مقدّمه‌اش منحصرا در اين صورت است نه فرضى كه مقدّمه غير موصله را بياورد و پرواضح است وقتى واجب اتيان گرديد ديگر معنا ندارد واجب گردد بلكه تعلّق چنين وجوبى بملاحظه تحصيل حاصل بودنش مستحيل و غير ممكنست . قوله : ان يكون الايجاب : يعنى ايجاب ذو المقدّمه . قوله : مختصّا بصورة الاتيان : يعنى به صورتى كه مقدّمه موصله را آورده و در نتيجه واجب اتيان شود و وجه اختصاص ايجاب به اين صورت اينستكه : در مثال مزبور اينطور فرض شد كه مولى مكلّف را از تمام مقدّمات غير موصله نهى و منع كرد پس هيچيك از مقدّمات جايز نبوده و جميعا حرام هستند و پرواضح است كه با ممنوع بودن مقدّمات اتيان واجب ممكن نيست . بلى تنها در يك صورت واجب قابل اتيان و تحقّق است و آن در جائى است كه مكلّف مقدّمه غير حرام يعنى موصله را بياورد كه قطعا در اين صورت واجب نيز اتيان شده و تعلّق وجوب به آن منحصرا بايد در اينفرض باشد نه آنجائى كه مقدّمات غير موصله‌اش حرام هستند زيرا وجوب در اين صورت از قبيل امر بمحال است . قوله : لاختصاص جواز المقدّمة بها : ضمير در « بها » به « صورة الاتيان » راجع است و مقصود از « مقدّمه » خصوص مقدّمه موصله است چون از بين مقدّمات تنها اينقسم از مقدّمات جايز و غير منهى ميباشند . قوله : و هو محال : ضمير « هو » به كون الايجاب مختصّا بصورة الاتيان راجع است .