تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣
در صورت التفات و توجّه به آن هيچ فائده‌اى بر آن مترتّب نيست زيرا مطلوب غيرى يعنى مقدّمه زمانى حصولش با فائده است كه از آن جهت ايجاد مطلوب نفسى استفاده شود و در غير اين صورت وجود و عدمش با هم متساوى است . تحرير و شرح حاصل استدراك اينست كه : اگر چهگفتيم بين مقدّمه موصله و غير آن فرقى نبوده و مجرّد ترتّب واجب بر اوّلى و عدمش بر دوّمى موجب آن نيست كه مقدّمه موصله را متّصف بوجوب و غير موصله را غير متّصف به آن بدانيم ولى در عين حال اكنون ميگوئيم : تنها فرقى كه ميتوان بين ايندو گذارد اينستكه : مكلّف پس از آوردن مقدّمه موصله قطعا واجب نفسى يعنى ذو المقدّمه نيز حاصل مىشود در حالى كه مقدّمه غير موصله اينطور نيست امّا بايد توجّه داشت اين امر دخالتى در اتّصاف مقدّمه بوجوبب يا عدم اتّصافش به آن نداشته و اساسا نفس مقدّمه و تحقّق آن در حصول واجب نقشى ندارد بلكه حسن اختيار و سوء اختيار موجب انجام واجب يا ترك آن مىباشد چه آنكه مكلّف وقتى عازم بر اتيان واجب بود و جدّا شوق بايجادش داشت حسن نيّت نشان داده و هرچه را كه در ايجاد آن و حصولش مؤثّر و نقش داشته باشد فراهم مىكند ولو بانجام و ايجاد علّت تامّه آن باشد چنانچه در صورت عدم چنين عزم و اراده‌اى سوء نيّت و قبح اختيارش را به اين نحو نشان ميدهد كه در ايجاد واجب سعى نكرده و در تسهيل مقدّمات ايجاد و حصول آن سهل‌انگارى مى نمايد و بدين ترتيب آن را ترك كرده و مهمل ميگذارد ولو مقدّمه‌اى از مقدّمات آن را كه با انجامش ذو المقدّمه در خارج حاصل نميشود را انجام بدهد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 973 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى