نكته سوّم
بنابر اينكه مصحّح اعتبار قصد قربت در طهارات ثلاث امر غيرى باشد همانطوريكه ذكر شد قصد توصّل در عبادى بودن آنها معتبر است و در وجه اعتبار آن براى عباديّت طهارات دو بيان ذكر شده :
الف : بيانى است كه مرحوم مصنّف فرموده .
ب : تقريرى است كه در كلام صاحب تقريرات آمده .
بيان مرحوم مصنّف در وجه اعتبار قصد توصّل در عباديّت طهارات
مرحوم مصنّف ميفرمايند :
اگر مصحّح اعتبار قصد قربت در طهارات ثلاث امر غيرى باشد زمانى طهارات بر وجه عبادت و مقرّب بودن واقع ميشوند كه مكلّف آنها را به قصد توصّل به نماز بياورد و در واقع اين قصد همان قصد امرى است كه به آنها تعلّق گرفته و در محلّش مقرّر است كه اتيان عمل به قصد امرى كه به آن تعلّق گرفته از انحاء تقرّب مىباشد .
و حاصل كلام آنكه مناط عبادى واقع شدن مقدّمات اينستكه در وقت اتيان آنها شخص توصّل به ذى المقدّمه را قصد و نيّت نمايد .
بيان صاحب تقريرات در وجه اعتبار قصد توصّل در عباديّت طهارات
صاحب تقريرات فرمودهاند :
مقدّمه واجب بعنوان مقدّمه مأموربه مىباشد و بعبارت ديگر امر بعنوان مقدّمه تعلّق گرفته لاجرم در وقت امتثال بايد اين عنوان نيّت شود و پرواضح است قصد مقدميّت از نيّت توصّل به ذى المقدّمه منفكّ نبوده بلكه عين آن