تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 926

مساهمون:

ص٩٢٦
بمجرّد محبوبيّت ذاتى و نيّت تقرّب اكتفاء كنيم صحيح ميباشند . بلى ، اگر مصحّح اعتبار قربت در آنها امر غيرى باشد ناچار بايد بگوئيم در صحّتشان قصد غايت و توصّل به غير لازم و واجب است زيرا امتثال امر غيرى صرفا باينستكه مكلّف رسيدن به غير را نيّت و قصد داشته باشد چه آنكه غير ، داعى واقع نميشود مگر با اين قصد بلكه در واقع ملاك بنحو عبادى واقع شدن مقدّمه همين قصد توصّل به غير بوده اگر چه آن را به قصد امر اتيان نكرده بلكه و لو قائل نشويم باينكه طلب به آن تعلّق گرفته است اصلا . و همين نكته جهت شده است كه قصد توصّل در عبادى بودن مقدّمه و وقوعش بنحو عبادت اعتبار گردد نه آنچه برخى پنداشته و گفته‌اند : مقدّمه بعنوان مقدميّت متعلّق امر واقع شده پس در وقت امتثال بايد اين عنوان نيّت گردد و قصد مقدّمه به اين نحو بدون در نظر گرفتن توصّل به ذى المقدّمه و رسيدن به آن از طريق مقدّمه صورت نخواهد گرفت . اين توهّم و پندار چنانچه اشاره شد جهت اعتبار قصد توصّل در عباديّت مقدّمه نبوده و قطعا فاسد مىباشد زيرا بديهى است كه عنوان مقدميّت موقوف عليه واجب نبوده و ابدا بحمل شايع آن را نميتوان مقدمه واجب قرار داد بلكه نفس معنونات بعناوين اوّليّه و ذات آنها مقدّمه مىباشد و عنوان مقدميّت صرفا علّت براى حكم آنها يعنى وجوبشان مىباشد . تحرير و شرح مرحوم مصنّف در « تذنيب دوّم » به سه نكته اشاره ميفرمايند : نكته اوّل از تحقيقى كه در وجه اعتبار قصد تقرّب در طهارات ثلاث نموديم به خوبى ميتوان اين حكم را استفاده كرد كه ولو آنها را به قصد امر غيرى و توصّل به نماز نياورده بلكه در اتيانشان به صرف قصد تقرّب اكتفاء كنيم