اشكال دوّم به وجه اوّل
از اشكال اوّل كه غمض عين كنيم اشكال ديگرى به اين تقرير متوجّه مىباشد و آن اينستكه :
اصل اشكال اين بود كه طهارات ثلاث بملاحظه واجب غيرى بودن نبايد ثواب داشته باشند و امتثال امرشان نبايد على القاعده اطاعت محسوب گردد و پرواضح است جوابيكه ذكر شد اين اشكال را دفع نكرده بلكه نهايتا مثبت اينمعنا است كه قصد قربت را داعى و غايت در طهارات قرار نداده و بجاى آن غيرى بودنشان را غايت قرار داده و افعال و حركات را به قصد امر غيرى اتيان ميكنيم در حالى كه اين بيان تقرير و تثبيت عباديّت و ترتّب ثواب بر افعال بوده و بدين ترتيب اشكال بار شدن ثواب بر طهارات ثلاث نه تنها دفع نميگردد بلكه تقرير و اثبات نيز مىشود .
قوله : و فيه مضافا الخ : ضمير در « فيه » به احدهما راجع است .
قوله : انّ ذلك لا يقتضى الخ : مشار اليه « ذلك » وجه اوّل از تفصّى مىباشد .
قوله : الاتيان بها كذلك : ضمير در « بها » به طهارات ثلاث راجع بوده و مقصود از كلمه « كذلك » اينستكه طهارات ثلاث را به داعى قربت بياورند .
قوله : الى عناوينها الّتى تكون بتلك العناوين موقوفا عليها : ضمير در « عناوينها » و « تكون » به طهارات راجع است و مقصود از « عناوين » همان عباديّت و مقرّب بودن طهارات است .
قوله : و لو به قصد امرها وصفا : مقصود از « امرها » همان امر نفسى است كه به طهارات ثلاث تعلّق گرفته و عباديّتشان از آن ناشى ميگردد .
قوله : شيئا آخر : مثل برخى از اغراض دنيوى .
ل % 520 2 %
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 918
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩١٨