تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩
حصول ثواب بر موافقت امر نفسى عبادى كه به طهارات ثلاث تعلّق گرفته و در عين حال مقدّمه براى نماز نيز ميباشند . سؤال اين تقرير اگر چه اشكال را دفع مىكند ولى از جهتى نميتوان به آن خشنود بوده و آن را مورد اعتماد و استناد قرار داد زيرا لازمه اين بيان آنست كه طهارات ثلاث را الزاما بايد به قصد محبوبيّت ذاتى آورده و نيّت غيرى بودن در آنها كافى نباشد در حالى كه باجماع و اتّفاق ارباب فقه و فتوى قصد غيريّت در آنها كفايت مىكند . جواب مرحوم مصنّف در مقام جواب از اين سؤال ميفرمايند : على القاعده همينطور است كه در سؤال تقرير شد ولى سرّ اينكه ميتوان به قصد غيرى در اين واجبات اكتفاء نمود اينستكه اگر چه ذاتا طهارات سه گانه عبادت ميباشند ولى در عين حال عنوان مقدّمه نيز بر آنها صادق مىباشد و امرى كه به آنها تعلّق گرفته ما را باتيان افعالى دعوت نموده كه واجب ديگر موقوف بر انجام آنها مىباشد لاجرم اين معنا مصحّح آنست كه آنها را بتوان به قصد غيرى بودن آورد . قوله : انّ المقدّمة فيها بنفسها مستحبّة : ضمائر مؤنّث به طهارات راجع است . قوله : و غايتها انّما تكون متوقّفة على احدى هذه العبادات : ضمير در « غايتها » به طهارات راجع است و منظور از غايت آنها همان انجام نماز و توصّل به آن مىباشد . قوله : فلا بدّ ان يؤتى بها عبادة : ضمير در « بها » به طهارات راجع است . قوله : و الّا فلم يؤت بما هو مقدّمة لها : كلمه و « الّا » يعنى و اگر طهارات