تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
ميگردد . مثلا اگر مولائى بر ضيافت از ميهمانان محترمى كه روز شنبه براى وى مىآيند در روز پنجشنبه به بنده‌اش دستور تهيّه اسباب پذيرائى را صادر كرد . در اينجا اگرچه آمدن ميهمانان در روز شنبه است و وجوب پذيرائى و ضيافت در همين زمان بايد باشد و بالفعل كه روز پنجشنبه است قاعدتا نبايد عبد موظّف به تهيّه مقدّمات باشد ولى وقتى عبد دانست فردا كه جمعه است دكّاكين و بازار تعطيل بوده و تهيّه لوازم و اسباب ميسور نيست و بدين ترتيب اگر امروز اقدام بر تحصيل آنها نكند براى روز شنبه واجب از وى فوت گشته و در نتيجه امتثال ترك ميگردد عقل وجوب ضيافت را در روز پنجشنبه ثابت دانسته و لذا او را مكلّف به فراهم نمودن مقدّمات در همين امروز مينمايد و اين تكليف نه از باب آن باشد كه وجوب مقدّمه قبل از وجوب ذو المقدّمه است بلكه چون وجوب مقدّمه معلول و لزوم ذو المقدّمه علّت است لاجرم بدليل انّى از تكليف به مقدّمات كشف ميكنيم پس پيش از آن ذو المقدّمه مورد تكليف قرار گرفته و وجوبش در عهده بنده ثابت گشته است و آنچه در خارج متأخّر است زمان اتيان ضيافت و پذيرائى است و اين هيچ محذور و اشكالى بدنبال ندارد و از اينرو بايد گفت : اگر در موردى كسى قطع و علم به عدم سبقت وجوب ذو المقدّمه بر مقدّمه داشت ديگر نميتواند مقدّمه را متّصف بوجوب غيرى بداند بلكه در صورت قيام دليل بر وجوب آن الزاما بايد به نفسى بودن وجوب آن قائل شود اگرچه حكمت در ايجاب آماده شدن و مهيّا گشتن براى آمدن ايجاب نسبت به ذو المقدّمه و امتثال آن باشد و البتّه در اين الزام نيز محذور و اشكالى نيست فقط بايد غيرى بودن وجوب در مقدّمه را نفى كرده و به نفسى بودنش ملتزم شويم . قوله : فانقدح بذلك : مشار اليه « ذلك » فعلى بودن وجوب ذو المقدّمه