2 - جواب مرحوم علّامه انصارى
مرحوم شيخ انصارى عطّر اللّه مرقده در رفع اين اشكال فرمودهاند :
در صورتى اين اشكال وارد و متوجّه است كه ما شرط و امثال آن از قيود را ، قيد هيئت قرار داده و بدين ترتيب پيش از حصول شرط وجوب را در واجب منفى و مسلوب بدانيم و پرواضح است در اين فرض قبل از حصول شرط در خارج چون وجوبى براى ذو المقدّمه يعنى واجب وجود ندارد لاجرم چگونه ممكنست مقدّمهاش كه در وجوب ظلّ و تابع و بعبارت صريحتر معلول آن است واجب باشد .
امّا اگر آن را قيد مادّه دانسته و بگوئيم :
وجوب واجب مشروط و مقيّد به شرط نيست و آنچه مقيّد است اتيان بواجب مىباشد و بعبارت ديگر وجوب فعلى و واجب استقبالى است ديگر اشكال مذكور وارد نميباشد چه آنكه وجوب مقدّمه از آثار و معلول وجوب حالى واجب است نه استقبالى بودن واجب تا محذور تقدّم معلول بر علّت لازم بيايد .
3 - جواب مرحوم مصنّف
مرحوم مصنّف در حلّ اشكال مذكور ميفرمايند :
در حلّ اين اشكال هيچ نيازى به فرموده صاحب فصول و تمسّك نمودن به واجب معلّق نبوده چنانچه الزامى در پذيرفتن فرمايش شيخ و اينكه شرط را در واجب مشروط به مادّه ارجاع دهيم وجود ندارد بلكه ميگوئيم در كلّيّه واجبات مشروطه قبل از حصول شرط اگر تحقّق شرط معلوم و قطعى باشد ولو در مسافت زمانى طولانى وجوب واجب حالى و فعلى است ولو شرط قيد هيئت باشد چه آنكه بواسطه تمهيد مقدّمه و ايجاد آن در خارج مكلّف برآوردن واجب و امتثال آن متمكّن و قادر است پس در زمان حصول علم بتحقّق شرط وجوب واجب حادث بوده و به تبعيّت آن مقدّمهاش نيز واجب