تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 836

مساهمون:

ص٨٣٦
متن : نعم ، لو كان الشّرط على نحو الشّرط المتأخّر و فرض وجوده كان الوجوب المشروط به حاليّا ايضا ، فيكون وجوب سائر المقدّمات الوجوديّة للواجب ايضا حاليّا و ليس الفرق بينه و بين المعلّق حينئذ الّا كونه مرتبطا بالشّرط بخلافه و ان ارتبط به الواجب . ترجمه : استدراك بلى اگر شرط در واجب مشروط بنحو شرط متأخّر بوده و فرض كنيم كه در وقتش وجود پيدا مىكند وجوب مشروط بواسطه آن نيز حالى شده همانطوريكه در واجب معلّق ذكر شد در نتيجه سائر مقدّمات وجوديّه آن همچون واجب معلّق وجوب حالى پيدا كرده و مكلّف پيش از حصول شرط مكلّف بآوردن آنها است . و طبق اين تقرير بين واجب مشروط و واجب معلّق هيچ وجود ندارد مگر آنكه وجوب واجب در مشروط مرتبط و وابسته به شرط بوده بخلاف واجب معلّق كه وجوبش فعلى و بدون ارتباط با امر معلّق عليه است اگرچه واجب با آن مرتبط و موقوف مىباشد . تحرير و شرح حاصل فرموده مصنّف در اينمقام آنست كه : اگرچه قبلا گفتيم وجوب واجب معلّق پيش از امر معلّق عليه فعلى بوده و صرفا واجب استقبالى است و در نتيجه تمام مقدّمات وجوديّه واجب قبل از زمان واجب بر مكلّف بوجوب فعلى و حالى لازم ميباشند و وى بآوردن آنها مكلّف و موظّف است بخلاف واجب مشروط كه پيش از حصول شرط چون اصل وجوب منتفى است لاجرم مقدّمات وجوديّه آن نيز بر مكلّف واجب الاتيان نميباشند ولى در عين حال بايد بگوئيم : اگر در موردى فرض كرديم كه پيش از حصول شرط يقين بحصول