همين مقدار كافى است در جواز تبديل امتثال چه آنكه احتمال علّت نبودن امتثال براى حصول غرض آمر عبد را بر اين وامىدارد كه براى بار بعد امتثالش را تكرار كند و مؤيد بلكه دليل بر اين مدّعا رواياتى است كه در باب اعاده نماز در حقّ كسى كه نمازش را فرادى خوانده سپس جماعتى منعقد گردد وارد شده و مضمون اين روايات آنست كه مصلّى مىتواند نماز فرادايى كه خوانده به جماعت اعاده كند و خداوند متعال هركدام را كه نزدش محبوبتر است اختيار مىفرمايد :
تحرير و شرح
پس از تقرير مقدّمات چهارگانه مرحوم مصنّف وارد به اصل بحث شده و آن را در دو موضع مطرح مىفرماين :
در موضع اوّل پيرامون چهار نكته صحبت نمودهاند :
نكته اوّل
اگر مكلّف مأمور به بامر واقعى بلكه بامر اضطرارى يا ظاهرى را اتيان نمود عقل وى را ممتثل دانسته و عملش را مجزى مىداند ازاينرو حكم به كفايت نمودن از تعبّد ثانوى مىنمايد زيرا وقتى عمل با امر مولى موافق بود و مكلّف در اتيانش آنچه بحسب شرع و عقل معتبر است آورد ديگر جائى براى اتيان دوّم باقى نيست بلكه اين امتثال ثانوى لغو و بيهوده مىباشد .
نكته دوّم
در موردى كه امتثال بنده علّت تامّه براى حصول غرض آمر نبوده و پس از آن غرض همچون پيش از امتثال باقى باشد مىتوان گفت كه وى مىتواند امتثال اوّلش را به امتثال دوّم تبديل كند ولى نه به اين نحو كه امتثال دوّم را بانضمام اوّل مجموعا يك اطاعت قرار دهد .