تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
البتّه مخفى نماند كه در صورت اكتفاء به امتثال اوّل اتيانش وافى بغرض مولى مىباشد ولى چون مولى به آن اكتفاء نكرده لاجرم عبد بار دوّم عمل را تكرار نموده ازاين‌رو بايد اين‌طور قصد كند كه اتيان دوّم خود مستقلّا اطاعت و امتثالى است كه بعنوان بدل از عمل اوّل صورت گرفته است . مثلا اگر مولا به بنده‌اش امر كرد جهت شرب و آشاميدن آب ، ظرفى از آب برايش بياورد و بنده نيز اطاعت كرده و براى وى آبى آورد امّا مولا آن را نياشاميد در اينجا چون غرض مولى نوشيدن و بر طرف كردن عطش بوده و اين امر حاصل نشده است لاجرم بنده مىتواند براى بار بعد ظرفى ديگر از آب براى رفع عطش مولى بعنوان امتثال جديد حاضر نمايد چه آنكه تا وقتىكه آب خورده نشده حقيقت و ملاك امر باقى است و لذا اگر آب پيش از خورده شدن بر زمين ريخت و بنده از آن مطّلع شد وظيفه‌اش همچون قبل از آوردن آب بوده و بدين ترتيب الزاما موظّف به آوردن آب دوباره مىباشد زيرا بديهى و ضرورى است تا زمانى كه غرض مولى حاصل و تأمين نشده است بنده مكلّف به آن مىباشد زيرا اگر با عدم حصول غرض امر ساقط و طلب باقى نباشد اساسا امر لغو و ايجاب آن عبث بوده و نمىبايد از اوّل امر مىكرد . پس در نتيجه بايد گفت در اين فرض بنده مىتواند امتثالش را تجديد كرده و آبى كه با امر اوّل موافق است براى وى حاضر نمايد چنانچه پيش از آوردن آب اوّل مىتوانست به آوردن اين آب كه بار دوّم آورده مبادرت نمايد و آن را بدل از آبى كه ابتداء آورده قرار دهد .

نكته سوّم

در موردى كه اتيان بمأمور به و امتثال آن علّت تامّه براى حصول غرض باشد موردى براى تبديل و امتثال ثانوى باقى نمىماند نظير اينكه مولى بنده‌اش را امر كند كه جهت رفع عطش وى آب در دهانش بريزد و عبد نيز همين عمل را انجام داده و آب در دهان مولى ريخته و عطش او را بر طرف