تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
اكنون نيز مىفرماين ضمائر و اسماء اشاره همين‌طور مىباشند يعنى وضع و موضوع له و مستعمل فيه آنها عامّ است و تشخّص از ناحيه نحوه استعمال مىآيد زيرا اسماء اشاره را واضع چنين وضع كرده كه به واسطه آنها بمعانى مقصوده اشاره شود چنانچه برخى از ضمائر همچون ضمائر غائب از نظر وضع همين‌طور بوده و بعضى ديگر آنها به اين منظور وضع شده‌اند كه معانى مراد را به وسيله آنها مورد خطاب قرار دهند نظير ضمائر مخاطب و پرواضح است كه خطاب و اشاره خواهان تشخّص مخاطب و مشار اليه مىباشند ازاين‌رو خصوصيّت پديد آمده نه مستند به وضع بوده و نه موضوع له و نه مستعمل فيه بلكه ناشى از طور و نحوه استعمال مىباشد . قوله : ثمّ انّه قد انقدح ممّا حقّقناه : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » بوده و كلمه « انقدح » به معناى « ظهر » است و مقصود از « ما حقّقناه » تحقيقى است كه مرحوم مصنّف در معانى حرفى نمود . قوله : انّه يمكن ان يقال : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : و انّ تشخّصه انّما نشاء من قبل طور استعمالها : ضمير در « تشخّصه » به مستعمل فيه و در « استعمالها » به اسماء اشاره و ضمائر عائد است . قوله : وضعت ليشار بها الى معانيها : ضمير در « بها » به اسماء اشاره عائد است چنانچه ضمير در « معانيها » نيز چنين مىباشد . قوله : و كذا بعض الضّمائر : مقصود ضمائر غائب مىباشد . قوله : و بعضها ليخاطب بها المعنى : ضمير در « بعضها » به ضمائر راجع بوده و مقصود از آن ضمائر حاضر و متكلّم مىباشد و ضمير در « بها » به بعضها عائد است . قوله : و الاشارة و التّخاطب يستدعيان الخ : كلمه « واو » در « و الاشارة » حاليه مىباشد . قوله : و تشخّصه انّما جاء من قبل الاشارة : ضمير در « تشخّصه » به مستعمل فيه راجع است .