تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
آنست كه واضع « بعت » اخبارى را براى خبر از انجام بيع در زمان گذشته وضع نموده و « بعت » انشائى را به اين منظور وضع كرده كه در مقام ايجاد بيع استعمال گردد . قوله : ايضا كذلك : مقصود از « كذلك » اينست كه اختلافشان در نحوه اراده معنا مىباشد و كلمه « ايضا » اشاره است به اينكه اختلاف اين دو همچون اختلاف بين حروف و اسماء مىباشد . قوله : فى موطنه : يعنى موطن معنا اعم از آنكه ذهن بوده يا خارج باشد . مثال موردى كه موطن معناى اخبار ذهن باشد همچون : الانسان كلّى چه آنكه كلّيّت براى انسان در ذهن ثابت مىباشد . و مثال موردى كه موطن معناى اخبار خارج باشد نظير : زيد قائم . قوله : فى قصد تحقّقه و ثبوته : هر دو ضمير مجرور به معنا عود مىكنند . قوله : فتأمّل : شايد اشاره باشد به اينكه انشائيّت و اخباريّت از انحاء و اطوار قصد مىباشند ازاين‌رو نمىتوان آنها را نه در وضع و نه در موضوع له و نه در مستعمل فيه دخالت داد بنابراين مجالى براى نفى بعد مزبور وجود ندارد . برخى از محقّقين وجه تأمّل را اين‌طور دانسته‌اند كه : اختلاف خبر و انشاء در جهتى كه ذكر شد در صيغ مشتركه است همچون « بعت » كه هم در اخبار استعمال شده و هم در انشاء امّا عباراتى كه صرفا در خصوص اخبار استعمال گشته همچون زيد قائم و يا براى خصوص انشاء وضع گرديده نظير اضرب وضع هريك خاصّ مىباشد و پرواضح است كه فرق بين آنها بنابراين از قبيل فرق بين حروف و اسماء نمىشود . متن : ثمّ انّه قد انقدح ممّا حقّقناه انّه يمكن ان يقال : انّ المستعمل فيه فى مثل اسماء الاشارة و الضّمائر ايضا عامّ و انّ تشخّصه انّما نشاء من قبل طور استعمالها حيث انّ اسماء الاشارة وضعت ليشار بها الى معانيها و كذا بعض الضّمائر و بعضها ليخاطب بها المعنى و الاشارة و التّخاطب يستدعيان التّشخّص كما لا يخفى .