در نتيجه بايد گفت :
امر وارد در اين آيات به منظور ارشاد به آن چيزى است كه بر مادّه آنها بنفسه مرتّب است و لو آنكه به آن امرى تعلّق نگرفته باشد چنانچه شأن تمام اوامر ارشادى اينچنين مىباشد .
تحرير و شرح
حاصل اشكال دوّم و انتقاد ثانى اينست كه :
اگر آيه
سارِعُوا
دلالت كند بر وجوب سرعت بر انجام هر عملى كه سبب آمرزش مىباشد و نيز آيه
فَاسْتَبِقُوا
مدلولش لزوم سبقت و وجوب مبادرت بهر عمل خيرى باشد لازم است كه اين عموم را در اين دو آيه تخصيص فوقالعاده زده و صولت عمومشان را به واسطه اين امر بشكست فاحشى مبدّل نمائيم چه آنكه بسا اسبابى براى آمرزش يا اعمال خيرى وجود دارند ولى معذلك وجوب فورى نداشته يا اساسا وجوب ندارند چنانچه تمام مستحبّات اينطور بوده و بسيارى بلكه اكثر واجبات نيز چنين مىباشند يعنى وجوبشان فورى نبوده بلكه متراخى است .
بنابراين بايد بگوئيم :
اگرچه صيغه امر دالّ بر وجوب است ولى در اين دو مورد بخصوص بر استحباب يا احيانا مطلق طلب كه قدر جامع بين وجوب و ندب است دلالت دارد و بدين ترتيب تخصيص مزبور نيز لازم نمىآيد چه آنكه معناى آيه
« سارِعُوا »
چنين مىشود :
سرعت نمودن به انجام اسباب مغفرت مستحب يا مطلوب مىباشد .
و نيز معناى آيه
« فَاسْتَبِقُوا »
اينست كه :
به ارتكاب اعمال حسنه و فعل خيرات مستحب است مبادرت نمايد يا اين ارتكاب مطلوب مىباشد چه بنحو وجوب و چه بطور مستحب .
سپس از اين جواب نيز اعراض نموده و مىفرمايد :