قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه اين بيان اگر درست و تمام باشد در هيچ مورد صيغه امر نبايد دلالت بر وجوب بنمايد زيرا هيچيك از اوامر وارده در قرآن شريف يا اخبار و احاديث اينطور نيستند كه بر ترك آنها تهديد و تحذير آمده باشد درحالىكه دلالت آنها بر وجوب جاى شكّ نيست بنابراين مجرّد عدم بعث و تحرّك بتحذير از غضب و شرّ دليل بر عدم وجوب نمىشود .
متن : مع لزوم كثرة تخصيصه فى المستحبّات و كثير من الواجبات بل اكثرها ، فلا بدّ من حمل الصّيغة فيهما على خصوص النّدب او مطلق الطّلب .
و لا يبعد دعوى استقلال العقل بحسن المسارعة و الاستباق و كان ما ورد من الآيات و الرّوايات فى مقام البعث نحوه ارشادا الى ذلك كالآيات و الرّوايات الواردة فى الحثّ على اصل الاطاعة فيكون الامر فيها لما يترتّب على المادّة بنفسها و لو لم يكن هناك امر بها كما هو الشّأن فى الاوامر الارشاديّة فافهم .
ترجمه :
اشكال دوّم مرحوم مصنّف بر دلالت دو آيه مذكور بر وجوب فور
علاوه بر اشكال اوّل ، ايراد ديگر آنكه اگر دو آيه سابق الذّكر بر وجوب فور و لزوم آن دلالت نمايند لازم مىآيد كه نسبت به مستحبّات و بسيارى از واجبات آنها را تخصيص بزنيم ازاينرو لازم است كه صيغه امر در اين دو آيه را بر خصوص ندب و استحباب يا مطلق طلب حمل كنيم .
و بعيد نيست كه بتوان ادّعاء نمود عقل در حكم به حسن مسارعت و استباق مستقلّ مىباشد و آنچه از آيات و روايات نيز در مقام بعث و تحريك نسبت به اين دو معنا وارد شدهاند جملگى ارشاد به همين حكم عقلى دارند همانطورىكه آيات وارده در مقام حثّ و ترغيب باصل اطاعت ارشادى مىباشند .