تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
مأمور به در اوّل وقت است مقتضاى اين كلام آنست كه بعصيان مكلّف و عدم اتيانش در اوّل وقت امر ساقط مىشود . ولى اگر معتقد باشيم كه مطلوب دو چيز است : الف : اتيان اصل فعل . ب : آوردن آن در ابتداء وقت . پرواضح است با ترك مأمور به در اوّل وقت لازمست در آن بعدى به آوردن آن مبادرت ورزيده شود . مرحوم مصنّف مىفرماين : از نظر ما حقّ اينست كه در نفس صيغه هيچ قرينه‌اى كه دلالت بر تعدّد يا وحدت مطلوب كند وجود ندارد و الزاما آن را بايد به كمك قرينه دريابيم . قوله : بحيث لو عصى لوجب عليه الاتيان به فورا : ضمير در « عصى » و « عليه » به مكلّف و در « به » به مكلّف به راجع است . قوله : على هذا القول : يعنى قول به فوريّت . قوله : او تعدّده : يعنى تعدّد المطلوب . قوله : و لا يخفى انّه لو قيل : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : بدلالتها على الفوريّة : ضمير در « دلالتها » به صيغه عود مىكند . قوله : لما كان لها دلالة : ضمير در « لها » به صيغه امر راجع است . قوله : من وحدته او تعدّده : كلمه « من » بيان است از « المطلوب » و ضميرهاى « وحدته » و « تعدّده » به آن راجع مىباشد .