به يكبار اكتفاء نمود .
فقط اشكال در اينست كه آيا جايز است بر يكبار اكتفاء نكرده و براى بار دوّم و مرّات بعدى مأمور به را مكرّر نمايد يا جايز نيست ؟
وجه جواز عدم اكتفاء و تكرار اينست كه لازمه اطلاق طبيعت مأمور به اينست كه طبيعت بايد اتيان شود اعمّ از آنكه در ضمن يكبار يا بيشتر تحقّق يابد نه اينكه لازم و واجب باشد كه بر مرّه اكتفاء كند .
تحرير و شرح
طبق آنچه قبلا گذشت در مبحث مرّه و تكرار سه قول اهمّ از اقوال است :
الف : قول به دلالت صيغه « افعل » بر مرّه .
ب : قول به دلالت صيغه بر تكرار .
ج : قول به دلالت آن بر طلب حقيقت مأمور به .
مرحوم مصنّف در اين تنبيه به كيفيّت تحقّق امتثال بنا بر قول اوّل و سوّم مىپردازند و قبل از اينكه بشرح مرام ايشان وارد شويم مقدّمتا مىگوييم :
امتثال معنايش اطاعت امر و تحصيل غرض آمر نمودن است مثلا اگر در عرف مولائى به بندهاش گفت : اسقنى .
امتثال از جانب بنده زمانى حاصل مىشود كه به مولا آب رسانده و بدين ترتيب غرض وى را كه رفع عطش بوده تحصيل نمايد .
با توجّه به اين نكته مىگوييم :
اگر صيغه « افعل » را دالّ بر تكرار بدانيم بدون شبهه امتثال زمانى تحقّق مىيابد كه مأمور واجب را بنحو مكرّر تا جائى كه آمر طلب كرده بياورد و در آن صحبتى نمىباشد .
ولى اگر صيغه مزبور را دالّ بر مرّه دانستيم در اين فرض نيز بدون اشكال و شبههاى اگر مكلّف يكبار مأمور به را اتيان نموده و به همان اكتفاء