تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
آنها شىء ديگرى است اگر اين گفته صحّت داشته باشد پس آنچه در السنه و افواه حضرات مشهور شده و مىگويند : مصدر اصل كلام است يعنى چه ؟ قطعا مراد و مقصودشان اينست كه تمام صيغ از مصدر اخذ شده و مشتقّ منه جملگى مصدر مىباشد حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از اين سؤال مىدهند دو امر است : الف : اوّلا اين تعبير از نظر همه ارباب دانش مقبول نبوده و آن را برخى گفته و بعضى ديگر اصل كلام را فعل دانسته‌اند نه مصدر . ب : ثانيا معناى آن اين نيست كه مبدأ سائر مشتقّات مصدر است و اطلاق اصل به ملاحظه اشتقاق و اخذ نبوده بلكه به اين معنا است كه آنچه واضع ابتداء به وضع شخصى وضع كرد و ساير صيغ را به ملاحظه آن مورد وضع قرار داد و بين موضوع اوّلى و ساير موضوعات بعدى قدر جامع و مشتركى از حيث لفظ و معنا در نظر گرفت مصدر است چنانچه بعضى ديگر موضوع اوّلى را فعل مىدانند پس اطلاق اصل به ملاحظه عالم وضع مىباشد به اين معنا كه مقصود از « اصل كلام » موضوع اوّلى مىباشد . قوله : مع انّه محلّ الخلاف : ضمير در « انّه » به اصل بودن مصدر براى ساير مشتقّات راجعست . قوله : معناه انّ الّذى الخ : ضمير در « معناه » به اصل بودن مصدر راجع است . قوله : ثمّ بملاحظته وضع نوعيّا او شخصيّا : ضمير در « بملاحظته » به « الّذى وضع اوّلا » راجع است و وضع نوعى به ملاحظه هيئت و وضع شخصى باعتبار مادّه مىباشد چه آنكه وضع هيئت نوعى و وضع موادّ شخصى مىباشد . قوله : الّتى تناسبه ممّا جمعه معه مادّة لفظ : ضمير مفعولى در « تناسبه » به الّذى وضع اوّلا راجع بوده و كلمه « من » در « ممّا » بيان است از « سائر » و ضمير مفعولى در « جمعه » به « ماء موصوله » در « ممّا » و ضمير مجرورى در