مجرّد طلب ايجاد ماهيّت و عدم دلالتش بر مرّه و تكرار مرحوم مصنّف بشرح اين نكته پرداختهاند كه مقصود از مرّه و تكرار چيست ؟
بايد گفت كه دو احتمال در آن مىباشد :
الف : آنكه بگوئيم مراد از مرّه دفعه و از تكرار دفعات است ، بنابراين اگر صيغه امر مثل « صلّ » بر مرّه دلالت كند يعنى يكبار بيشتر بر مكلّف خواندن نماز واجب نمىباشد و در صورت دلالت بر تكرار بيش از يكبار بايد نماز بخواند .
ب : آنكه بگوئيم مقصود از مرّه فرد و از تكرار افراد است ، لذا اگر قائل شديم كه صيغه امر مثل « اكرم العالم » بر مرّه دلالت دارد تنها اكرام يك فرد از عالم كافى است و اگر به تكرار معتقد باشيم بر مكلّف لازمست افراد متعدّد از عالم را اكرام نمايد .
سپس مىفرماين :
حقّ در مسئله اينست كه مرّه و تكرار بهر دو معنائى كه ذكر گرديد مورد نزاع است و كلام اختصاص به يكى از آن دو دون ديگرى ندارد .
قوله : هل هو الدّفعة : ضمير « هو » به مراد راجع است .
قوله : و التّحقيق ان يقعا بكلا المعنيين : ضمير فاعلى در « يقعا » به مرّه و تكرار عود مىكند .
قوله : و ان كان لفظهما ظاهرا فى المعنى الاوّل : ضمير در « لفظهما » به مرّه و تكرار عود كرده و مقصود از « المعنى الاوّل » دفعه و دفعات مىباشد .
متن : و توهّم انّه لو اريد بالمرّة الفرد لكان الانسب بل اللّازم ان يجعل هذا المبحث تتمّة للمبحث الآتى من انّ الامر هل يتعلّق بالطّبيعة او بالفرد فيقال عند ذلك :
و على تقدير تعلّقه بالفرد هل تقتضى التّعلّق بالفرد الواحد او المتعدّد او لا يقتضى شيئا منهما ؟
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 611
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦١١