تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
مجرّد طلب ايجاد ماهيّت و عدم دلالتش بر مرّه و تكرار مرحوم مصنّف بشرح اين نكته پرداخته‌اند كه مقصود از مرّه و تكرار چيست ؟ بايد گفت كه دو احتمال در آن مىباشد : الف : آنكه بگوئيم مراد از مرّه دفعه و از تكرار دفعات است ، بنابراين اگر صيغه امر مثل « صلّ » بر مرّه دلالت كند يعنى يك‌بار بيشتر بر مكلّف خواندن نماز واجب نمىباشد و در صورت دلالت بر تكرار بيش از يك‌بار بايد نماز بخواند . ب : آنكه بگوئيم مقصود از مرّه فرد و از تكرار افراد است ، لذا اگر قائل شديم كه صيغه امر مثل « اكرم العالم » بر مرّه دلالت دارد تنها اكرام يك فرد از عالم كافى است و اگر به تكرار معتقد باشيم بر مكلّف لازمست افراد متعدّد از عالم را اكرام نمايد . سپس مىفرماين : حقّ در مسئله اينست كه مرّه و تكرار بهر دو معنائى كه ذكر گرديد مورد نزاع است و كلام اختصاص به يكى از آن دو دون ديگرى ندارد . قوله : هل هو الدّفعة : ضمير « هو » به مراد راجع است . قوله : و التّحقيق ان يقعا بكلا المعنيين : ضمير فاعلى در « يقعا » به مرّه و تكرار عود مىكند . قوله : و ان كان لفظهما ظاهرا فى المعنى الاوّل : ضمير در « لفظهما » به مرّه و تكرار عود كرده و مقصود از « المعنى الاوّل » دفعه و دفعات مىباشد . متن : و توهّم انّه لو اريد بالمرّة الفرد لكان الانسب بل اللّازم ان يجعل هذا المبحث تتمّة للمبحث الآتى من انّ الامر هل يتعلّق بالطّبيعة او بالفرد فيقال عند ذلك : و على تقدير تعلّقه بالفرد هل تقتضى التّعلّق بالفرد الواحد او المتعدّد او لا يقتضى شيئا منهما ؟