مخفى نماند اتّفاقى كه علماء دارند و اجماعا مىفرماين كه مصدر خالى از الف و لام و تنوين صرفا بر ماهيّت دلالت دارد چنانچه اين اجماع را سكّاكى نقل و حكايت كرده موجب آن نيست كه نزاع در اينجا مربوط به هيئت صيغه باشد چنانچه مرحوم صاحب فصول اينطور پنداشته زيرا اين گمان و پندار غفلتى بيش نبوده و صاحب اين گمان توجّه نكرده كه مصدر مجرّد اگر بر صرف ماهيّت دلالت داشت سبب آن نمىشود كه جمله اهل علم و ارباب فنّ بر اينكه مادّه صيغه بر مجرّد ماهيّت دلالت كند اتّفاق نمايند چه آنكه بديهى و ضرورى است مصدر مادّه تمام مشتقّات نبوده بلكه آن نيز همچون مشتقّات ديگر مىباشد .
و چگونه اينطور باشد و حال آنكه در باب مشتقّ گفته شد مصدر از نظر معنا با سائر مشتقّات مباين است و مع الوصف چطور مىشود با معنائى كه دارد مادّه براى ساير مشتقّات باشد بنابراين ممكنست مدّعي شويم در مادّه مشتقّات مرّه و تكرار اعتبار شده ولى در مصدر چنين نيست .
تحرير و شرح
در اين تنبيه مرحوم مصنّف توهّمى را كه براى صاحب فصول ( ره ) حاصل شده دفع و زائل مىكنند و شرح اين توهّم و دفع آن چنين است :
توهّم صاحب فصول ( ره )
مرحوم صاحب فصول فرمودهاند :
سكّاكى حكايت كرده كه اجماع ادباء بر اينست كه مصدر خالى از الف و لام و تنوين همچون « ضرب » و « قيام » تنها بر ماهيّت دلالت دارد بدون كوچكترين اشاره به مرّه يا تكرار .
سپس از اين اجماع اينطور استفاده نمودهاند كه :
چون مصدر مبدأ جميع مشتقّات از جمله فعل « امر » مىباشد و مبدأ