ترجمه :
مقدّمه دوّم
تقرّبى كه در واجبات تعبّدى معتبر است اگر به معناى قصد امتثال و آوردن واجب به داعى امر باشد حتما از امورى است كه عقلا در اطاعت مأمور به ملاحظه شده است نه از امورى كه در نفس عبادت از جانب شرع اعتبار گشته .
و وجه آن اينست كه اخذ شيئى كه حاصل نمىشود مگر از ناحيه امر به شىء مستحيل است در متعلّق امر اخذ شود مطلقا ، چه بنحو شرط و چه بطور شطر و جزء .
بنابراين بايد گفت :
تا مادامىكه نماز متعلّق امر قرار نگرفته و امر به آن نشده ممكن نيست آن را به قصد امتثال امر بتوان آورد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مصنّف در اين عبارات آنست كه :
گفته شد در واجب تعبّدى ، قصد قربت و نيّت تقرّب لازم است و بدون آن عمل تحقّق پيدا نمىكند .
اكنون مىگوييم :
براى تقرّب معانى مختلفى ذكر شده كه نوعا معناى ذيل را مورد اعتماد قرار مىدهند :
تقرّب يعنى عمل را به قصد امتثال امرى كه به آن تعلّق گرفته بايد آورد مثلا :
تقرّب در نماز يعنى مكلّف نمازى را كه مىخواند به اين قصد بياورد كه خداوند در قرآن مجيد به آن امر نموده و فرموده است : اقيموا الصّلاة .
پس اتيان نماز به قصد امتثال اقيموا تقرّب مىباشد .