و امّا وجه اكمليّت وجوب از غيرش : بايد بگوئيم اين امر موجب ظهور صيغه در آن نمىشود چه آنكه ظهور صرفا بخاطر شدّت انس لفظ به معنا است بهطورى كه لفظ وجه و عنوان براى معنا بگردد درحالىكه مجرّد اكمليّت موجب اين امر نشده و نمىتواند صيغه را عنوان و وجه براى وجوب قرار دهد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مصنّف ( ره ) اينست كه :
قبلا اثبات نموديم كه صيغه امر حقيقت در وجوب است و بدليل تبادر متمسّك شديم ، اكنون مىگوييم :
بفرض تنزّل از اين معنا و تسليم عدم حقيقت بودنش در وجوب ببينيم آيا صيغه در وجوب ظاهر است يا حتّى ظهور نيز در آن نداشته بلكه نسبت آن با وجوب و ندب و ساير معانى همچون اباحه مساوى است .
برخى از اصوليّون فرمودهاند :
اگر صيغه امر حقيقت در وجوب نبوده لااقلّ ظاهر در آن مىباشد و دليل ما بر اين امر يكى از سه وجه ذيل مىباشد :
الف : استعمال صيغه در وجوب بيش از استعمالش در ندب و ساير معانى است و نفس غلبه استعمالى باعث ظهور لفظ در معنا مىگردد .
ب : وجوب از نظر وجود و تحقّق در خارج بيش از ندب است و در محلّش مقرّر است كه غلبه وجودى باعث ظهور و انصراف لفظ به آن مىگردد .
ج : بين معانى كه از صيغه محتمل است وجوب از تمام اكمل بوده و كمال خود باعث ظهور لفظ در معنا مىباشد .
مناقشه مرحوم مصنّف در وجوه سهگانه
مرحوم مصنّف مىفرمايد :
هيچيك از اين سه وجه قابل اعتماد و استناد نيست و دليل آن