تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
كند از قبيل اظهار محبّت يا انكار يا تقرير و تثبيت و غير اين امور از معانى ديگر . و از اين تقرير ظاهر مىشود كه آنچه از معانى متعدّد و كثيرى كه براى صيغه استفهام ذكر كرده‌اند شايسته نبوده و همان‌طورىكه در صيغه امر گفتيم اين امور از معانى صيغه نبوده بلكه از قبيل دواعى بر انشاء مىباشند . تحرير و شرح حاصل فرموده مصنّف ( ره ) اينست كه : وقوع صيغ استفهام و تمنّى و ترجّى در كلام بارىتعالى به معناى حقيقى اين صفات نبوده بلكه در انشائى ايقاعى به كار رفته‌اند ، ازاين‌رو هرگز آمدن اين صيغ در كلام حضرتش كاشف از وجود اين معانى در ذات اقدسش نبوده بلكه به منظور رعايت و ملاحظه امر ديگرى به كار رفته‌اند مثلا كلمه « ليت » چون دلالت بر شدّت حبّ و كمال مطلوبيّت دارد اگر حقتعالى آن را استعمال نمود بايد گفت صرفا براى اظهار محبّت است چنانچه استفهام گاهى به منظور انكار يا تثبيت امرى استعمال مىگردد نه آنكه كاشف از عدم علم و ثبوت جهل باشد . سپس در آخر كلام مىفرمايد : از تقرير و شرحى كه ذكر گرديد ظاهر شد كه استفهام نيز همچون صيغه امر يك معنا بيشتر نداشته و معانى متعدّدى كه براى آن ذكر شده از قبيل : انكار ، تقرير ، تسويه ، امر ، تعجّب و استبطاء و غير اين معانى تمام از باب تكثّر داعى بوده و ذكر آنها بجاى معنا از باب اشتباه داعى با مفهوم مىباشد . قوله : قد استعملت فى معانيها الإيقاعيّة : ضميرهاى مؤنّث به تمنّى و ترجّى و استفهام راجع است . قوله : لا لاظهار ثبوتها حقيقة : ضمير در « ثبوتها » به معانى تمنّى و ترجّى