ترجمه : تنبيه
مخفى نماند آنچه در صيغه امر ذكر نموديم در ساير صيغ انشائى جارى مىباشد .
بنابراين همانطورىكه داعى بر انشاء تمنّى در صيغه تمنّى و بر انشاء ترجّى در صيغه ترجّى و بر استفهام در صيغه استفهام گاهى ثبوت اين صفات بطور حقيقى در نفس بوده زمانى داعى بر انشاء اين امور صفت ديگرى مىباشد .
بنابراين هيچ وجهى ندارد كه بگوئيم وقتى اين صيغ در كلام حقتعالى واقع شوند بايد ملتزم شد كه صيغ مزبور از معانى خود منسلخ شده و در غير آنها استعمال شدهاند و علّت انسلاخ را اين بدانيم كه در حقّ خداوند متعال اين معانى مستحيل مىباشد زيرا لازمه آنها عجز يا جهل است كه حضرتش از هر دو منزّه مىباشد .
و جهت عدم وجه براى التزام مذكور اينست كه :
آنچه در حقّ خداوند متعال از اسناد اين معانى به حضرتش مستحيل است معناى حقيقى اين امور بوده نه انشائى ايقاعى كه به صرف قصد حصولش با صيغه وجود پيدا مىنمايد چنانچه قبلا دانسته شد .
تحرير و شرح
حاصل آنچه مرحوم مصنّف تا به اينجا فرموده اينست كه :
گفته شد صيغه امر تنها يك معنا دارد و آن عبارتست از انشاء طلب منتهى دواعى بر اين انشاء مختلف است گاهى تهديد و زمانى تسخير و در پارهاى از اوقات تعجيز و در برخى ازمان داعى ديگرى مىباشد حال مىگوييم :
حال ساير صيغ انشائى از قبيل تمنّى و ترجّى و استفهام نيز همينطور
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 526
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٦