تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
ترجمه :

توهّم و دفع آن

شايد در مقام توهّم بگوئى : وقتى اراده تشريعيّة از حقتعالى همان علمش بصلاح فعل باشد بنا بر اينكه اراده عين طلب بوده لازمه‌اش آنست كه در خطابات الهيّه آنچه با صيغه انشاء مىشود علم باشد و اين امرى است باطل و بطلانش واضح و روشن مىباشد . ولى در اين توهّم غفلت كرده و توجّه ننموده‌اى كه اتّحاد اراده با علم بصلاح از نظر خارج و مصداق است نه بحسب مفهوم ، و قبلا دانستى كه آنچه انشاء مىشود صرفا مفهوم طلب بوده نه طلب خارجى و حقيقى و هيچ بعدى اصلا ندارد كه اراده با علم در خارج متّحد و عين يكديگر باشند ، بلكه در جميع صفات حقتعالى امر چنين بوده و چاره‌اى از آن نمىباشد زيرا صفات حضرتش جميعا به ذات مقدّسه‌اش رجوع مىنمايند . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرماين : كمال و نهايت توحيد حقّ اخلاص به او است ، و كمال اخلاص به او آنست كه صفات را از حضرتش نفى نمائى .

تحرير و شرح

حاصل توهّم آنست كه : از صريح كلمات قبل اين‌طور استفاده شد كه اراده تشريعيّه همان علم حقتعالى به مصلحت كامنه در فعل است و چون پيشتر گفته شد اراده همان طلب مىباشد و با آن فرقى ندارد لاجرم از باب قياس مساوات بايد بگوئيم علم و طلب نيز با يكديگر بايد متّحد و معاين باشند و لازمه اين اتّحاد آنست كه در خطابات الهيّه كه طلب با صيغه انشائى ، انشاء شده از قبيل :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ ، وَ آتُوا الزَّكاةَ ، وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ .