مىگويند :
غير از صفات مشهوره صفت ديگرى در نفس كه به آن قائم بوده و بعنوان مدلول كلام لفظى ، كلام نفسى خوانده شود به آنطورى كه اشاعره قائلند ، اين نيست كه صفات مشهوره مدلولات و معانى براى كلام لفظى مىباشند .
تحرير و شرح
حاصل توهّم در اين مقام اينست كه :
علماء اماميّه و طائفه معتزله در مقام ردّ بر اشاعره گفتهاند :
در نفس غير از صفات مشهور از قبيل ترجّى و تمنّى و طلب و علم صفت ديگرى كه قائم بنفس بوده و كلام نفسى نام داشته باشد و مدلول كلام لفظى قرار گيرد وجود ندارد .
از اين عبارت اينطور استفاده مىشود كه صفات مذكور مدلول كلام لفظى بوده ولى غير از اين صفات ، صفت ديگرى بنام كلام نفسى مدلول كلام لفظى نمىباشد .
و حاصل دفع اينست كه :
معناى كلام حضرات اثبات مدلول بودن صفات يادشده براى كلام لفظى نمىباشد بلكه غرض ايشان آنست كه بفرمايند :
اينكه اشاعره غير از صفات مشهور ، صفت ديگرى بنام كلام نفسى قائل شده و آن را مدلول كلام لفظى قرار دادهاند باطل است زيرا ما غير از اين صفات ، وصف ديگرى كه مدلول كلام لفظى باشد سراغ نداريم .
قوله : لا يخفى انّه ليس غرض الاصحاب : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : و انّه ليس صفة اخرى : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » بوده و اين جمله معطوف است به نفى غير الصّفات .
قوله : كانت كلاما نفسيّا : صفت است براى « صفة اخرى » .