ترجمه :
استدلال اشاعره بر مغايرت بين طلب و اراده و تضعيف استدلالشان
و از تحقيقى كه نموديم ظاهر مىشود فساد استدلالى كه اشاعره بر مغايرت بين طلب و اراده نمودهاند .
ايشان گفتهاند :
بسا امر و طلب در خارج تحقّق داشته ولى اراده وجود ندارد چنانچه در صورت اوامر اختيارى و آزمايشى و نيز موردى كه امر بداعى اعتذار و زمينه ساختن براى تصحيح مؤاخذه صادر مىشود طلب وجود داشته ولى اراده محقّق نيست .
اين استدلال مخدوش و در آن خلل مىباشد زيرا در جواب مىگوييم :
در اين دو مورد همانطورىكه اراده حقيقتا وجود ندارد طلب نيز موجود نيست و آنچه در اين دو صورت تحقّق دارد طلب انشائى ايقاعى است كه مدلول صيغه امر يا مادّه آن مىباشد و در اين استدلال بيان نشده كه اين قسم از طلب با اراده انشائى تغاير دارد .
تحرير و شرح
حاصل استدلال اشاعره بر تغاير بين طلب و اراده اينست كه :
بسا مواردى سراغ داريم كه بين طلب و اراده انفكاك و جدائى است و با اين وصف چگونه مىتوان اين دو را با هم متّحد و عين يكديگر دانست .
و از موارد نامبرده كه بين اين دو جدائى مىباشد دو مورد ذيل است :
1 - اوامر امتحانى ، مثلا مولائى براى آزمايش و امتحان و اينكه بداند بندهاش حالت سركشى و طغيان ندارد بوى امر نموده و مطلبى را كه اراده باطنى و شوق درونى نسبت به آن ندارد از او طلب مىكند مثلا با اينكه هيچ احساسى نسبت به عطش ندارد به بنده مىگويد : اسقني « آب بده » .